کلماتی بفرست

کلماتی بفرست

که خلاصم کند از دلتنگی  

که منــوّر بزند در روحم  

مین خنـثا شده را  

هیچ امیدی به عوض کردن این منظره نیست  

کلماتی بفرست  

که به اندازه خمپاره تکانم بدهد  

که به موج تو دچارم بکند  

که شهید تو شوم. .
دیدگاه ها (۲)

از لحظه ی جدایی دیگر سخن نمی گفتفهمیده بودم اما چیزی به من ن...

مثل یک ساعت از رونق و کار افتادههر که در عشق رکب خورده کنار ...

من اگر جای ِ تو بودم عاشق ِ "من" میشدم دلبر ِ ابرو طلای ِ چش...

خدا دارد چه چیزی بر سرم می آورد ری را؟هوای عید با خود بوی غم...

آن زمان، آنچنان مرا درگیر کرده بودی که با فکرت از هرچه کار د...

Farshad: وقتی سال‌ها یک نفر رو توی دنیای خودت پررنگ کردی، و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط