حکایت خیلی از دورگل امروزی...👌

حکایت خیلی از دورگل امروزی...👌
دیدگاه ها (۳۳)

مسافر کناری ام که پیاده شد پنجره ای گیرم آمد باقی مسیر را گر...

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمندمعنی کور شدن را گره ها می ف...

دلواپس گذشته مباش و غمت مبادمن سالهاست هیچ نمی‌آورم به یادبی...

نگذارید که ؛گوشهایتان گواه چیزی باشد که چشمهایتان ندیده...نگ...

حکایت خیلی هاس ..

حکایت خیلی از اطرافیانمون

آره داداشی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط