همون طور که هنوز دل رحم تر از قدیم شده بود

🖤Не трогай книгу📕
۳۲
همون طور که هنوز دل رحم تر از قدیم شده بود.
معشوقه کوچکش را بلند کردو به اتاقش برد.
جیمین فقط فقط زندگی و عشقش و می خواست .
نه چیزی کمتر نه بالا تر .
ولی گیر تلماسه ای افتاد بود که خودشم ازش می‌ترسید.
روحی که درون او بود روح شیطان بود نه روح خودش .
کنار دخترکش خوابید و اورا بغل کردو بعدبه خواب رفت .
(ات )
وقتی بیدار شدم صبح شده بود .!
دستای کسی رو دور خودم احساس کردم .
برگشتم که با جیمین روبه رو شدم !
چقدر خوشگل خوابیده بود !
زیبا و فریبنده بود !
به نجوا گفتم :
+چرا برات این همه اتفاق افتاد تو که دل رحم بودی جیمین !
آروم موهای سیاه شو نوازش می کردم .
که یک هو.....
_____________________________________________________________
Like . 33
kamint . 24
دیدگاه ها (۲)

🖤Не трогай книгу📕۳۳که یک هو چشماش و باز کرد اولش تار میدید ....

🖤Не трогай книгу📕۳۴یک هو جیمین جلوم ظاهر شد. که ترسیدم و عقب...

اوفف حال کردید می خوام ازش فیک بنویسم 🫠😈😈😈🖤🖤🖤🤤🤤🤤🤤🤤

🖤Не трогай книгу📕۳۱×درست بود هیچ کس از داستان اصلی با خبر نب...

part.73..مهمونا رفتن اومدیم بیرون کوکی و زن عموش و لینا و ما...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART⁵¹...

« قلدر عاشق »« پارت نهم »جیمین و کوک داشتن میرقصیدن که دوتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط