بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت سوم :
بدیهی است که این مرکب، مادی است و نیازمند به مشتهیات نفسانی، مثل خوردن، خوابیدن، جماع، رفاه تن و ... میباشد، مثل هر حیوان دیگری.
وقتی انسان و انسانیت واژگون شد، نفس حاکم می شود و در صدر وجود می نشیند و بر عقل و قلب حکومت می کند. درست مثل این است که در حالت فیزیکی یک نفر را سر و ته کنند.
در چنین حالتی، ابتدا نفس خواسته خود را امر میکند - سپس قلب به آن توجه نموده و آن را دوست میدارد و سپس عقلِ معاش، کار می کند تا چگونگی ارضای نفس را تدبیر کند.
مادیت و معنویت : تفکیک بین این دو به شرح سؤال، مثل تفکیک روح از بدن میباشد. حال اگر آن چه اصالت دارد، جسم و بدنی است که از نطفه به وجود آمده و در خاک مضمحل شده و میگندد، تعبیر فوق درست است، اما اگر اصالت با روح است که بر بدن احاطه دارد، پس از مرگ بدن نیز نمی میرد و به حیات خود ادامه می دهد، تعبیر فوق کاملاً غلط و همان مخروط وارونه میباشد.
بسیار دیدهایم که انسانهای فقیر، گرسنه و حتی علیل، دانشمند شدهاند و بسیار بیشتر دیدهایم که انسانهای مرفه، شکم سیر و متمول، متکبر، جاهل و جانی شدهاند.
پس، اصل اول، انسان شدن است. انسان به لحاظ بدن، یک حیوان است که حالا روی دو پا راه میرود، یا راست قامت است و یا حیوان ناطق است، پس اگر انسان شدن او به پُر شدن شکم، یا ارضای مستمر غریزه جنسی، یا خواب راحت در لانه امن برای رفع خستگی، هضم غذا و امنیت تخمریزی یا زایش باشد، هیچ فرقی با حیوان ندارد، بلهم اضلّ - بلکه گمراهتر.
اما اگر انسان شدن این حیوان دوپا، مستلزم رشد و تقویت روح، معنویت و اخلاق باشد، شکل ساختار فرق میکند.
معنویت، که مربیاش الله جلّ جلاله به طریق دین الهی میباشد، هنرش این است که از این حیوان دوپا و ناطق، انسان میسازد.
انسان و ابزار : اگر این حیوان ناطق و راست قامت، انسان نشود، هر آن چه از علم تجربی و ابزاری می آموزد، برایش حکم سِلاح پیدا میکند، مثل چنگال، دندان تیز، نیش، عضلات قوی ، شاخ و ... ؛ از این رو شاهدیم که دستآورد های علم تجربی، پیشرفت در صنایع متفاوت، ثروت، رفاه و ...، اگر در اختیار حیوانِ راست قامت و ناطق قرار گرفت، خود و جهانیان را به هلاکت میکشاند و اگر در اختیار انسان قرار گرفت، سبب سهولت و سرعت رشد و کمال او می گردد.(پایان)
پاسخ قسمت سوم :
بدیهی است که این مرکب، مادی است و نیازمند به مشتهیات نفسانی، مثل خوردن، خوابیدن، جماع، رفاه تن و ... میباشد، مثل هر حیوان دیگری.
وقتی انسان و انسانیت واژگون شد، نفس حاکم می شود و در صدر وجود می نشیند و بر عقل و قلب حکومت می کند. درست مثل این است که در حالت فیزیکی یک نفر را سر و ته کنند.
در چنین حالتی، ابتدا نفس خواسته خود را امر میکند - سپس قلب به آن توجه نموده و آن را دوست میدارد و سپس عقلِ معاش، کار می کند تا چگونگی ارضای نفس را تدبیر کند.
مادیت و معنویت : تفکیک بین این دو به شرح سؤال، مثل تفکیک روح از بدن میباشد. حال اگر آن چه اصالت دارد، جسم و بدنی است که از نطفه به وجود آمده و در خاک مضمحل شده و میگندد، تعبیر فوق درست است، اما اگر اصالت با روح است که بر بدن احاطه دارد، پس از مرگ بدن نیز نمی میرد و به حیات خود ادامه می دهد، تعبیر فوق کاملاً غلط و همان مخروط وارونه میباشد.
بسیار دیدهایم که انسانهای فقیر، گرسنه و حتی علیل، دانشمند شدهاند و بسیار بیشتر دیدهایم که انسانهای مرفه، شکم سیر و متمول، متکبر، جاهل و جانی شدهاند.
پس، اصل اول، انسان شدن است. انسان به لحاظ بدن، یک حیوان است که حالا روی دو پا راه میرود، یا راست قامت است و یا حیوان ناطق است، پس اگر انسان شدن او به پُر شدن شکم، یا ارضای مستمر غریزه جنسی، یا خواب راحت در لانه امن برای رفع خستگی، هضم غذا و امنیت تخمریزی یا زایش باشد، هیچ فرقی با حیوان ندارد، بلهم اضلّ - بلکه گمراهتر.
اما اگر انسان شدن این حیوان دوپا، مستلزم رشد و تقویت روح، معنویت و اخلاق باشد، شکل ساختار فرق میکند.
معنویت، که مربیاش الله جلّ جلاله به طریق دین الهی میباشد، هنرش این است که از این حیوان دوپا و ناطق، انسان میسازد.
انسان و ابزار : اگر این حیوان ناطق و راست قامت، انسان نشود، هر آن چه از علم تجربی و ابزاری می آموزد، برایش حکم سِلاح پیدا میکند، مثل چنگال، دندان تیز، نیش، عضلات قوی ، شاخ و ... ؛ از این رو شاهدیم که دستآورد های علم تجربی، پیشرفت در صنایع متفاوت، ثروت، رفاه و ...، اگر در اختیار حیوانِ راست قامت و ناطق قرار گرفت، خود و جهانیان را به هلاکت میکشاند و اگر در اختیار انسان قرار گرفت، سبب سهولت و سرعت رشد و کمال او می گردد.(پایان)
- ۱۴۶
- ۲۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط