شب رویایی
شب رویایی
پارت ۵۰
پشته میزه کارش نشسته بود درحالی که رویه کاغذ طراحی گوشواره های زیبایی رو میکشید هواسش به هیچی جز طراحی اش نبود تا اینکه با صدای باز شدن در سریع سرشو بالا گرفت و نگاهش رو به فردی که وارده اتاق شد داد جیمین سمتش آمد و جلوی میز اش ایستاد
جیمین : بسه دیگه آنقدر کار نکن چی داری طراحی میکنی
تهیونگ : یه چیزی
جیمین : ولش کن بریم دخترا رو برداریم بریم بیرون شام بخوریم
تهیونگ : باشه بریم
کاغذ رو لایه پرونده ای گذاشت و از صندلی بلند شد هر دو قدم برداشتن سمته در و از اتاق خارج شدن هر کدومشون سمته اتاق عشق اش رفت
٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫
اسلاید ۲ لباس اون سوک
اون سوک با لباس های آبی کوتاه بشدت باز و موهای بازش که رویه شونه هایش رها بود بود همراه جیمین تویه پارکینگ ایستاده بود نگاه سرتاپای اون سوک انداخت با لحن کمی عصبی گفت
جیمین : لباست خیلی کوتاه نیست
اون سوک : نه خیلی هم خوشگله
جیمین نزدیک اش شد دستشو دوره کمرش حلقه کرد و به خودش نزدیک اش کرد با دست دیگه ای گردن دختره رو لمس میکرد با چشم های خمار و لبخند نیشخند رو لب هایش بهش خیره شده بود درحالیکه با موهایش بازی میکرد لب زد
جیمین : نمیخوام بجز خودم کس دیگه ای بدنت رو ببینه
اون سوک : پس قراره از این به بعد لباس های پوشیده بپوشم ......
موهاشو پشت گوشش انداخت و با لحن محکمی دوباره ادامه داد........نه آقای پارک از این خبرا نیست
جیمین : اگه اینجوری بکنی شبه سختی در پیش داری
اون سوک : میخوای منو بترسونی
جیمین : هر جوری تو میگیری اگه ترس با چیزه دیگه ای
با صدای پاشنه های کسی ساکت شدن، کیونگ می با دامن سیاه کوتاه و نیم تنه یه آستینی سیاهی که پوشیده بود دست تو دست با عشق اش سمته آنها آمدن
کیونگ می : منتظر ما بودین
اون سوک : آره الان که اومدین دیگه بریم
هر دو زوج سوار یه ماشین شدن بعد از روشن کردن ماشین ها از پارکینگ بیرون رفتن کیونگ می شیشه ماشین رو داد پایین نسیم خنکی موهایش را از رو صورت اش کنار میزد برای لحظه ای چشم هایش را بست اما با گرفته شدن دست اش چشم هایش را باز کرد نگاهی به کنارش کرد تهیونگ درحالی که چشم هایش رویه جاده جلو اش بود دست عشق اش رو گرفته بود پشته دست اش رو بوس کرد و با لبخند گفت
تهیونگ : عشقم داشت به چی فکر میکرد
کیونگ می : یه لحظه به این فکر میکردم اگه صبح دنبالم نمی اومدی چی میشد
تهیونگ که دسته عشق اش گرفته بود دوباره بوسه ای رو رویه پشته دست اش گذاشت
تهیونگ : یه این چیزا فکر نکن ... مهم اینه که الان پیشم هستی
کیونگ می : اگه اینجوری لوسم کنی بد میشه
تهیونگ : تو برام لوس نشی کی بشه بیب
کیونگ می لبخندی زد
کیونگ می : عشق یه دنده من ...
اسلاید ۳ لباس کیونگ می
پارت ۵۰
پشته میزه کارش نشسته بود درحالی که رویه کاغذ طراحی گوشواره های زیبایی رو میکشید هواسش به هیچی جز طراحی اش نبود تا اینکه با صدای باز شدن در سریع سرشو بالا گرفت و نگاهش رو به فردی که وارده اتاق شد داد جیمین سمتش آمد و جلوی میز اش ایستاد
جیمین : بسه دیگه آنقدر کار نکن چی داری طراحی میکنی
تهیونگ : یه چیزی
جیمین : ولش کن بریم دخترا رو برداریم بریم بیرون شام بخوریم
تهیونگ : باشه بریم
کاغذ رو لایه پرونده ای گذاشت و از صندلی بلند شد هر دو قدم برداشتن سمته در و از اتاق خارج شدن هر کدومشون سمته اتاق عشق اش رفت
٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫
اسلاید ۲ لباس اون سوک
اون سوک با لباس های آبی کوتاه بشدت باز و موهای بازش که رویه شونه هایش رها بود بود همراه جیمین تویه پارکینگ ایستاده بود نگاه سرتاپای اون سوک انداخت با لحن کمی عصبی گفت
جیمین : لباست خیلی کوتاه نیست
اون سوک : نه خیلی هم خوشگله
جیمین نزدیک اش شد دستشو دوره کمرش حلقه کرد و به خودش نزدیک اش کرد با دست دیگه ای گردن دختره رو لمس میکرد با چشم های خمار و لبخند نیشخند رو لب هایش بهش خیره شده بود درحالیکه با موهایش بازی میکرد لب زد
جیمین : نمیخوام بجز خودم کس دیگه ای بدنت رو ببینه
اون سوک : پس قراره از این به بعد لباس های پوشیده بپوشم ......
موهاشو پشت گوشش انداخت و با لحن محکمی دوباره ادامه داد........نه آقای پارک از این خبرا نیست
جیمین : اگه اینجوری بکنی شبه سختی در پیش داری
اون سوک : میخوای منو بترسونی
جیمین : هر جوری تو میگیری اگه ترس با چیزه دیگه ای
با صدای پاشنه های کسی ساکت شدن، کیونگ می با دامن سیاه کوتاه و نیم تنه یه آستینی سیاهی که پوشیده بود دست تو دست با عشق اش سمته آنها آمدن
کیونگ می : منتظر ما بودین
اون سوک : آره الان که اومدین دیگه بریم
هر دو زوج سوار یه ماشین شدن بعد از روشن کردن ماشین ها از پارکینگ بیرون رفتن کیونگ می شیشه ماشین رو داد پایین نسیم خنکی موهایش را از رو صورت اش کنار میزد برای لحظه ای چشم هایش را بست اما با گرفته شدن دست اش چشم هایش را باز کرد نگاهی به کنارش کرد تهیونگ درحالی که چشم هایش رویه جاده جلو اش بود دست عشق اش رو گرفته بود پشته دست اش رو بوس کرد و با لبخند گفت
تهیونگ : عشقم داشت به چی فکر میکرد
کیونگ می : یه لحظه به این فکر میکردم اگه صبح دنبالم نمی اومدی چی میشد
تهیونگ که دسته عشق اش گرفته بود دوباره بوسه ای رو رویه پشته دست اش گذاشت
تهیونگ : یه این چیزا فکر نکن ... مهم اینه که الان پیشم هستی
کیونگ می : اگه اینجوری لوسم کنی بد میشه
تهیونگ : تو برام لوس نشی کی بشه بیب
کیونگ می لبخندی زد
کیونگ می : عشق یه دنده من ...
اسلاید ۳ لباس کیونگ می
- ۲۴.۸k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط