اونجا که شروع شب با صدای زنجره است

اونجا که شروع شب با صدای زنجره است

اونجا که یه برکه آب پیش روی پنجره است

اونجا که دل کمتر میشکنه ساده اند آدماش

اونجا شهر منه اونجا شهر منه

اونجا که جدال آدم و آهن

فاتحی اگر که داره آدمه

اونجا که تو سر گذشت مردمش

فصل خوب زیاد و فصل بد کمه

اونجا شهر منه اونجا شهر منه

اونجا که یه روز با تو دوست دارم سفر کنم

جامه های دودیتو از تنت به در کنم

اونجا شهر منه اونجا شهر منه
دیدگاه ها (۹)

نمی‌دونست که یوشیرو میخواست اون رو به جهانی تحویل بده که حرف...

فقط یه دوست معمولی پارت2صبح زود که پاشدم یه زنگ به مینا زدم ...

می گن گیرم که منطق ماهارو پیش گرفتیمو با #طالبان بستیم !چه ت...

وقتی اسپایدرمن بود و تو... ᴘᴀʀᴛ1شاید بگید این ها همش الکی ول...

تکاپو پارت 9۴:کافه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍دو روز بعد...هوای شهر، بعد از با...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط