شاگرد عاشق🖤

شاگرد عاشق🖤

ا/ت: باره آخرت باشه ترست رو میگی جونگ کوک هیچوقت نقطه ضعفت رو نگو چون آدم از نزدیکان آسیب میبینه دیگه نشونم

جیسون از فردا تمرین میکنی باهاش باید یاد بگیره من نمیتونم دس رو دس بزارم بشینم تمامه دشمنام تویه میدون باشن و من نشسته باشم یه گوشه تازه نصف اطرافیان منم نابود شدن و کسیو ندارم این چه وضعشه

جکی: من با یه سری باند هایه کوچیک صحبت کردم و امکان اینکه به ما به پیوند هم زیاده مشکل الان جیمینه که تویه کماست

جیسون: پیشه جیمین بادیگارد گذاشتم و بعده بهشون اومدن جیمین گروگان میگیریمش

ا/ت: خوبه خوبه هواستون رو جم کنید چیزی خراب بشه من میدونم و شما برید بخواب کوک توهم برو صبح آماده باش با جیسون میری تمرین

جونگ کوک: اما
ا/ت:تیز نگاش کردم

جونگ کوک:چشم
همه رفتن اتاقشون منم رفتم از اول میدونستم شغلشون چیزه عادی نیس هووف من عضو باند بشم اونم‌ماشین؟؟من بچه ترسایی(ترسو)هستم چیکار کنم رو تشک نشستم و پاهام رو دراز کردم
حالا چیکار کنممم
فرار کنمم؟
نهه بانو بهم احتیاج داره باید خودم رو قوی نشون بدم نمیتونم پا پس بکشم حتی شده بخاطره بانو بعد من که عاشقه ماشینم فقط کافیه پشته عشقم باشم بقیش با بانو و اونا

دراز کشیدم کم کم خوابم برد

ا/ت: خوابم نمی‌برد پاشدم رفتم حیاط یاده جیمین افتادم سواره ماشین شدم و رفتم سمته بیمارستان چون یه مافیا اونجا بوده کلی بادیگارد دور و اطراف بوده تا خواستم وارد بشم جلوم رو گرفتن

بادیگارد: اجاره ورود ندارید
ا/ت: ا/ت هستم سوک ا/ت

بادیگارد: خم شد ببخشید بفرمایید بانو

ا/ت:گمشو
وارد بیمارستان شدم سوار آسانسور شدم و رفتم اتاقه جیمین وارد شدم که چشماش بسته بود

هوووف جیمینا نمیخوای پاشی نمیخوای دوباره دستم بندازی عشق منو تو خیلی کور کورانه بود ولی رفاقتمون نه رفیقه من نمیخوای پاشی؟؟

خم شدم بوسه ای به لب هاش زدم
این لب ها دیگه برایه من نیستن ولی الان بیهوشی ولی میدونم میشنوی

نمیدونم دوست دارم یا نه سردرگمم توهم همینطور جوری که زندگیم داره میگذره نکبت باره

از اتاق اومدم بیرون سوار ماشین شدم سمته خونه رفتم ماشین رو تو حیاط پارک کردم پیاده شدم به ماشین تکیه دادم هوا سرد بود سیگارم رو روشن کرده بودم دستایه کشیده و پر از تتو هوا سرد بود منم کافشن تنم بود یه پک گرفتم و دستم رو آوردم پایین که یه دفعه یکی سیگارم رو زد برگشتم...

جونگ کوک: خوابم نمی‌برد پنجره رو باز کردم بانو رو دیدم چون طبقه پایین بود پشتش بهم بود و بینمون ماشین داشت سیگار می‌کشید من پدرمم سیگاری بود سویشرت تنم کردم و رفتم تو حیاط یه دفعه سیگار رو گرفتم و پرت کردم

بانو نکش ضرر داره

پارت دهم🖤
دیدگاه ها (۱)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تکپارتی جونگ کوک

سرنوشت پارت (۱۲)

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط