.

.
از دل سوخته‌ام سوخته‌تر می‌خواهی‌؟
آفتابی خود و از شمع، سحر می‌خواهی؟

من به جای تو به آغوش خطر خواهم رفت
تو برای سفرت یار دگر می‌خواهی؟

باید از سرخی لب‌های تو می‌فهمیدم
خون رنگین‌تری از خون جگر می‌خواهی

سرفرازِ غم عشق توأم, اما, ای دوست
تو سرافکندگی اهل نظر می‌خواهی!

هر که از خلوت من می‌گذرد می‌رنجد
بیش از این از من تنها چه خبر می‌خواهی

یک وجب خاک پذیرای وجود من و توست
حاصل عمر همین است اگر می‌خواهی
دیدگاه ها (۰)

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

مائیم و رخ یار دل آرام و دگر هیچ ما راست همین حاصل ایام و دگ...

عاشق سوخته دل زنده به جانی دگر استزین جهانش چه خبر کو به جها...

همدم یار شدن دیده تر می خواهدپیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد...

همدم یار شدن دیده تر می خواهدپیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد...

همدم یار شدن دیده تر می خواهدپیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد...

یا کریم همدم یار شدن دیده ی تر می خواهدپیر میخانه شدن اشک سح...

همدم یار شدن دیده تر می خواهدپیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد...

همدم یار شدن دیده تر می خواهدپیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط