‏غنچه پرپر گشته بود و گل جدا افتاده بود..

‏غنچه پرپر گشته بود و گل جدا افتاده بود..
پشت در جان علی مرتضی افتاده بود..
دست مولا بسته و بیت ولایت سوخته..
آیه‌ای از سوره ی کوثر جدا افتاده بود..
#فاطمه #فاطمیه #یازهراء #مادر
دیدگاه ها (۰)

‏با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر.. هیچ کس ، هیچ کسی هم ب...

‏شاید از حادثه می‌ترسیدیم تو به ما جرئت توفان دادی ✌⚘شادی رو...

‏غذایش را که نمی‌خورد، وحشت می‌کردیم.مطمئن می‌شدیم به عده ای...

‏آمد به خطّ فاطمیون. شب که شد، گفتیم لابد می‌رود یک جایی دور...

💢 #سنگر_به_سنگر_میرویم 📽 فیلمی دیدنی و خاطره برانگیز از دور...

داستان سهراب و پریسا نویسنده مرتضی متقیان

امشب مه ذيقعده خورشيد به بر داردامشب حَرَم قرآن آذين دگر دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط