تو را دوست میدارم

تو را دوست می‌دارم،

تو همچو یک خاطره
حک شده در یادی
همچو آوای باد، لای زلفِ پریشانی
همچو بوی نمِ خاکِ پس از بارانی
تو را دوست می‌دارم....
تو همچو سکوتِ شب
پر از رازی
همچو سوسو‌ی ستاره
از دور چشم نوازی
همچو سایه ای، دیوار به دیواری
تو را دوست می‌دارم
تو نفس به نفس، گرم
همچو جانی
تو هرم داغ بر تنِ عریانی
تو همچو زندگی هر دم
با‌ من در جریانی.
تو را دوست می‌دارم...
تو همچو خودِ منی
همیشه در من، بر تنی.


تو را دوست می‌دارم، من.
دیدگاه ها (۹)

پشتِ هر سکوتم؛"دوست داشتنیست"که نمیدانی...!نه جنسش را،نه رنگ...

عمرم تمامْ صرفِ غمِ روزگار شد

گاهی فقط بیخیال باش ...وقتی قادر به تغییرِ بعضی چیزها نیستی ...

رابطه داشتن با آدم ها و حفظِ این ارتباط ،سخت ترین کارِ دنیاس...

شب دردسرساز

اوای فنوتpart =۴۰(یک هفته بعد از اون حادثه – تالار شورای قصر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط