بوته سبز حیات می روید

بوته سبز حیات می روید
نم نمی می بارد
و در آن ، خورشید نیست
تابسوزاند قلب،وبسوزاند مهر
تا که چشم کار کند آبادی است
خوشحالی است
بی امان می خندم
ناگهان
روی الطاف زمین می افتم
پس یک پیچک تر
سنگی هست
لابلای تن پیچک انگار
روزنی می بینم
می شوم خیره به آن
مات و مبهوت به سنگ می نگرم
و شگفتا که در این روزن تنگ هم حتی
رخنه عشق نمایان شده است
دیدگاه ها (۲)

نرگس برهمند شاعر بجنوردی

داستان ترسناک..با جنبه ها همراه با دستمال برای پاک کردن عرق ...

تصاویر تأمل برانگیزی كه اشك خیلی ها را درآورد1. ماده شیر و ل...

کفپوش گرانول لاستیکی درجه۱ آسیافوم

بیشرف عالمی که بگی نه به اعدامواسه اینایی که پلیس رو تیکه تی...

♦️ ترامپ حکم اعدام یک نظامی آمریکایی را از طریق تیرباران امض...

♨️یمن: عملیات زمینی برای سعودی‌ها خودکشی است🔹سرتیپ «عابد الث...

♨️رویترز: فرماندار نیویورک به دلیل شیوع سرخک در این ایالت وض...

♨️اعلام وضعیت اضطراری برای بالگرد  ارتش تروریست آمریکا در من...

شکارچیان شگفت انگیز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط