منتظر مانده دو چشمان ترم می آیی

منتظر مانده دو چشمان ترم می آیی
ای که آتش زده ای بال و پرم می آیی

کوچه کوچه همه ی شهر به دنبال توام
خسته و دربه در و خون جگرم می آیی

این همه چشم به راهی نگرانم کرده
چمدان بسته به حال سفرم می آیی

شده همرنگ خزان باغ پر از لاله ی من
نه گل و برگ و بری، بی ثمرم می آیی

تو بیا قول دهم از همه عالم که جدا
به تو سوگند ز خود میگذرم می آیی
دیدگاه ها (۲)

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

تاآخرزندگیت هیچ کسی مثل من عاشقت نمیشه تو پیر میشی.......ولی...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ونهم: باغِ ما---سال‌ها بعد.عمارتِ دِه‌گ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط