part 9

part 9

نامجون: خوبه 

_کوک خیلی اذیت می‌کرد 

کوک: کیییییی منننننننننن

جیمین: داد نزن خرگوش 

تهیونگ: چی خریدین حالا

جین: معلومه لباس یاع یاع یاع 

تهیونگ: گگگگگ

جیهوپ: بسه 

+اییی هوبی هیونگ اینا خیلی خستم کردن 

همه بجر جیهوپ: ماااااااااااا 

+ارعععع

 نامجون: بسه برین شام بخوریم بعد بخوابیم که فردا کلی کار داریم 

همة: باشههههه 

نامجون: بچن بچه 

+بچه های تو جین هیونگیم خخخخخ

فلش بک به فردا شب*

+همه آماده بودن بجز من هنوز لباسم نپوشیده بودم 

داشتم آماده میشدم که شوگا اومد تو اتاق 

_بیا......

+چیه؟

_نظرت چیه نریم هان

+چرا؟

_میخوام بگم می‌برنت ولی کسی جرعت نزدیک شدن بت رو نداره بیب

+اومم * انداخت دست به گردن یونگی * ددیم نمیزاره نه؟

_* گرفتن کمر * البته نمیزاره بیب

+*بوسیدن * خوبببب بریم؟ 

_بریم ملکه ای من 

ا.ت ویو :

+ تو راه با کوک به جوک های جین هیونگ میخندیدیم 

نامجون: بچه ها بسه دیگه رسیدیم 

همه: چشمم هیونگ 

+رفتیم داخل  یونگی با کوک نزدیک من بودن 

+هی چیکار میکنید برید دور

کوک،_نمیخوای که بقیه ایدل ها نگات کنن؟

+چ..ی البته که نه 

_خوبه بری
هعییی
دیدگاه ها (۲)

part 10 the and +رفتیم یه جا نشتیم جیهوپ: هیونگ  بنظرت اشکال...

خوب دوزتان گلممممماهممم ا.ت + ۲۰ سالشه جین _ ۲۲ سالشه بگو ما...

part 8یااا بسه اصن خودم لباس انتخاب می‌کنم شماهم برید انتخاب...

part ۷*فلش بک به پاساژ+ خوب از کجا شروع کنیم _فقط بیان بریم ...

موقع اومدن اعضاشوگا. همه گاوا به جز نامی حاضریدکوک. عهههههه ...

رمان خرس عسلی پارت ۳ بهد ۲۰ دیقه رسیدن خونه نامجین در زدن جی...

ارباب مرگ پارت ۶.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط