دوسیب درد لبت قلیان غم را چاق می کند اشک را بر گونه

. دوسیب درد ... لبت قلیان غم را چاق می کند اشک را بر گونه ام الصاق می کند دو سیب ِ درد ، کمی نعناعِ غصه عشق نذر ِ سینه ی عشاق می کند پُک می زنی و حلقه ای شبیه عشق از تو بر نفسم قشلاق می کند قشلاق می کند و در یک جای گرم در کنج ِ سینه ام اتراق می کند بازدم پر از دود و درد تو را دم های قلب ِ من براق می کند دوباره دل به دریای خاطرات یک کوسه راهی ِ اعماق می کند گونه هایت ناگهان خیس می شود صبر ِ بغضت را گریه طاق می کند اکنون من پُک می زنم . . . قطار ِ دود ! قطار ِکه نه... شاعر اغراق می کند ! فریاد ِ مردی که معشوقه او را اسیر ِ سیلی ِ شلاق می کند هرگز نگفتی دوستت دارم . . . ولی استاد ِ عشق به تو ارفاق می کند دردهایمان را چه ساده دود کردیم ! قلیان ولی یک کار ِ شاق می کند ... .
دیدگاه ها (۱)

دخترونه

دخترونه

همین الان یهویی :-) بفرمایید

خودتون مقایسه کنیـــــــد :'(

!My Mafiya

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط