آسمان ها،ترانه هایی آبی
آسمان ها،ترانه هایی آبی
کوه ها
قصه هایی سبز
اما این را نمی دانم
که زنبق ها از کجا بر دشت باریده اند؟
دریا،آرزوی آبی من است
با آوای مغمومش
و باد،کلام شیرینم
که گونه ات را می بوسد
لای گیسویت می پیچید.
شب سکوت توست
روز،لبخندت.
شب هایی که بی تو می گذرند
از گیسوی تو درازترند...
کوه ها
قصه هایی سبز
اما این را نمی دانم
که زنبق ها از کجا بر دشت باریده اند؟
دریا،آرزوی آبی من است
با آوای مغمومش
و باد،کلام شیرینم
که گونه ات را می بوسد
لای گیسویت می پیچید.
شب سکوت توست
روز،لبخندت.
شب هایی که بی تو می گذرند
از گیسوی تو درازترند...
- ۹۳۲
- ۰۹ آبان ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط