با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج
دیدگاه ها (۱)

ای کاش نویسنده بودمکتابی در مدح عشق می نوشتمخط به خطش وصف چش...

دست از طلب ندارمتا کامِ من بر آید،یا تن رسد به جانانیا جان ز...

ڪاش میدانستـی ڪه ﺷﺎﺩے ﺍﺕدنیـاے مـن ﺍﺳـﺖ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻫـﺖﻭﯾﺮﺍﻧـﯽ ﻟﺤﻈ...

مثل نفس هاے منی دست خودم نیستهی می کشم با خود "تو" را در عمق...

گیرم که به هرحال مرا برده ای ازیاد ...#شعر#دکلمه#نوستالژی#یا...

چشم مست تو برده از سرم صبر و قرار

#فاضل_نظری من و جامِ مِی ‌و معشوق، الباقی اضافات استاگر هستی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط