" دلتنگی"

" دلتنگی"
" اشک"
" بی وفایی"
تعریفش دوحرف است ( تو )
دیدگاه ها (۱)

" عشق"یعنی وقتی که بیقرارت میشم

بی دلیل ناراحت شدناز بزرگترین‌ بدی‌های دوست داشتن زیاده

حرف، حرف می آوردحرف تو اما، اشک....

پس از آن غروب رفتناولین طلوع من باشمن رسیدم رو به آخرتوبیا ش...

اما من سره اون یدونه اتفاق زندگیم خیلی آسیب دیدم جوری ک هنوز...

رفتی بی وفایی کردی حداقل تو برنگشتنت بی وفایی نمیکردی

ریدم تو زندگی و بی‌وفایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط