دامن نکش از دست گداهای گرفتار

دامن نکش از دست گداهای گرفتار
بگذار کمی دست به دامان تو باشیم
فردای قیامت خبر از دربدری نیست
امروز اگر بی سر و سامان تو باشیم
در سیر مقامات پی گوهر اشکیم
ما چله نشستیم که گریان تو باشیم
دیدگاه ها (۱)

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[۲۶][ویو ا/ت ]از شدت درد و خفگی بیدار شدم...

پارت ۳۵ — «چیزی که قرار نبود اتفاق بیفتد»فردای آن روز، یورا ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت چهارم 4

part : 10÷ روز بخیر بانوی من ... بفرمایید داخلدر کالسکه رو ب...

......//برده ی زیبا//......

پرسه در کوی غزل بی تو عجب دلگیر استدلم از رهگذرانش ، ز غروبش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط