آدم است دیگر، گاه فراموش میکند گاه فراموش میشود، فراموشی

آدم است دیگر، گاه فراموش میکند گاه فراموش میشود، فراموشی گاهی نعمت است و گاهی نکبت،
فراموش شدن چیزی نیست که از یاد آدم برود، دردیست تلخ که خوب نمیشود، میرود تا مغز استخوانت، میماند تا همیشه، تا ابد، مثل دیوار محصورت میکند، مثل زندان تنهایت، دور میشوی از خودت، از آدم ها، از خنده ها، از تمام خاطراتش...
فراموش شدن مثل مردن است، عمیقتر، بدتر، دردناکتر حتی، جوری که انگار کسی تو را لگدمال میکند مثل یک برگ خشک شده پاییزی که عابران از کنارش میگذرند، مثل دستی که دراز شده و هیچکس نمی گیردش، مثل اسکناس صد تومنی شاباش روی سرامیکهای تالار،
فراموش شدن تنهایی دارد، سخت است، فکر میکنی هیچوقت فراموش نمیشوی مثل دریا که قرار نیست از حافظهء ماهی پاک شود. اما دریا، توی تنگ از حافظهء ماهی پاک میشود ذره ذره، آرام آرام، جایی که ماهی توی اشک های خودش نفس بکشد، دریا از یادش میرود. دریا با آن عظمتش از یاد ماهی میرود، تو هم فراموش میشوی روزی، تمام میشوی کم کم...و تلخی داستان آنجاست که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز از یاد نمی برند...
دیدگاه ها (۴)

آدم است دیگر، گاه فراموش میکند گاه فراموش میشود، فراموشی گاه...

گاهی اوقات، سایهٔ دیواری از حرف های نگفته، پشت لب های قلبت س...

دلتنگی از حد که بگذرد میشود درد مزمنی که با ادم پیوند میخورد...

بعضی #ناراحتی ها را هیچ وقت نباید فراموش کرد بعضی #دلخوری ها...

دلخوشی های کوچک عاشقی

از آن بترس که سکوت کرد وقتی دلش را شکستی بانوبرای کسی که برا...

بانوبرای کسی که برایت نمی جنگد نجنگ...چرا اشکهایت را هر روز ...

خوب منهنر در فاصله هاست...زياد نزديک بهم مي سوزيم و زياد دور...

🍂🍁 پاییز دارد تمام می‌شود و من مثل ماهیِ غمگینی‌ام که تُنگش ...

بانوبرای کسی که برایت نمیجنگد نجنگ.... چرا اشکهایت را هر روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط