نمونه یک شوهر نفهم:

نمونه یک شوهر نفهم:
زن :سردمه
مرد :پاشو یه چیزی بپوش
زن :نه، خیلی سرده
مرد :یه پتو بیار جلوی بخاری بنداز رو خودت
زن :نه، اونجوری هم فایده نداره. خونه پدرم که بودم موقع سرما مامانم منو بغل میکرد
مرد :همین مونده تا آخر زمستون مادرتو بیاریم خونمون!
دیدگاه ها (۶)

من از رفتنت و تنها شدن نمیترسم, من به تنها شمردن تک تک ثانیه...

دستانت و پیشانیت را می بوسم، که چراغ راه زندگیم بودی و هستی ...

سلاااااااام صبح بهاریتون بخیر دوستای گلمروزتون پر از انرژی.....

آدم ها فقط آدم هستند,نه بیشتر و نه کمتر... اگر کمتر از چیزی ...

جدایی

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART⁴(چه‌رین+)(تهیونگ–)(ی...

{سناریو ریندو}یکم هنتای داره مشتی خواستی نخون 🎀 چشماش دودوتا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②④_بخش اول_ من از تو شروع میشومو...

این فکرا داشت تو ذهنش پررنگ و پررنگ تر میشد تا جایی که یهو ق...

KIM V

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

نمونه یک شوهر نفهم: زن :سردمه مرد :پاشو یه چیزی بپوش زن :نه،...

نمونه یک شوهر نفهم:زن :سردمهمرد :پاشو یه چیزی بپوشزن :نه، خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط