زندگی رسم عاشقانه ایست

زندگی رسم عاشقانه ایست
تلخ ,
سرد ,
بی صدا ,
گاهی آنقدر زیبا میشود که غم های بعدش چنان تو را شوکه می کند که در میانه ی راه می ایستی و به پشت سرت نگاه میکنی که ای کاش هیچ وقت نیامده بودی ...
ای کاش میشد به چند قدم عقب تر برگردی
اما دیوار شیشه ای زمان چنان بر سر راهت قد علم میکند که تنها با چشمانی خیس به خاطرات گذشته می نگری
و این تقدیر است ,,,
چیزی که خواه خوب یا بد باشد ,,
باید آنقدر قوی باشی...
که بتوانی مسیر قطار تقدیر را عوض کنی و در جهتی که میخواهی سوق دهی ,,
تقدیر عوض شدنیست ...
تقدیر به دستان خودمان است
پس ادامه بده به راهی که تا اینجا آمده ای
زندگی کن ... تقدیر را شکست بده
هیچگاه نا امید نشو
و از سر عشق بنویس ...
زندگی برای من است میخواهم آن چنان باشد که دوست دارم ...
دیدگاه ها (۱)

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

پارت هشتم باد توی خیابون های سئول به رقص دراومده بود.من فقط ...

یک شب معمولیباران آرامی پشت پنجره می‌بارید.جونگ‌کوک روی مبل ...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

پارت ۲۶یک روز بعد از اون شبِ وحشتناک ، جو خونه سنگین‌تر از ه...

آوای شب

فصل اول_آغاز سرنوشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط