ماه من!

ماه من!
دل به غم دادن و از ياس سخن گفتن ها
کارآن هايي نيست، که خدا را دارند...
ماه من! غم و اندوه، اگر هم روزي، مثل باران باريد
يا دل شيشه اي ات، از لب پنجره عشق، زمين خورد و شکست،
با نگاهت به خدا، چتر شادي وا کن
وبگو با دل خود ،که خدا هست، خدا هست!
دیدگاه ها (۱۷)

آنقدر دوستت دارم کهپروانه ها گیج می شوندگل ها تعجب می کنندو ...

مگر خودت نگفتی خداحافظ؟ پس چرا وقتی گفتم"به سلامت" نگاهت تلخ...

قــول بــده کــه خــواهــی آمــدامــا هــرگــز نیـا!اگــر بی...

این تو نیستی که مرا از یاد برده ایاین منم که به یادم اجازه ن...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

مردی در ساحل...[پارت دوازدهم]صبح روز بعد...نور خورشید از پنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط