+ چرا رهاش کردی؟ اونکه دوستت داشت!

+ چرا رهاش کردی؟ اونکه دوستت داشت!
- یه بار خواستم تو جمعیت ببوسمش،
خودشو کنار کشید!
وقتی علتشو پرسیدم گفت ممکنه یه آشنا مارو ببینه!
منم همونجا و توو همون جمعیت رهاش کردم.
میدونی!
آدمای ترسو هیچ نقشی توو زندگی من ندارن!
دیدگاه ها (۲)

‌‌احساسِ غربت مےڪنم …وقتے ڪنارم نیستے …با اشڪ خلوت مےڪنم …وق...

‍ کاش می فهمیدیبغض آنقدر بیخ گلویم را گرفته،که اگر هم بخواهم...

آدمایی که میدونی توو زندگیت موندنی نیستنو اینقدر دوست نداشته...

نفس هایت راقطره ،قطره ،بِچِکان روی لبم ؛من آن گیاهِ تشنه امک...

طلسم چشای بانمکت / p1۹

#غرق_در_گذشته(p1)از زبان نویسنده:عشق دردناکه، مگه نه؟مخصوصا ...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط