بنگر به عمر رفته،

بنگر به عمر رفته،
حسرت نصیب ما شد...
از من به سر دویدن
قهرت نصیب ما شد...
اشک مرا تو دیدی
نازت نصیب ما شد...
دست تو را گرفتم
سردی نصیب ما شد...
در جوش و در خروشم
جز عشق تو نجویم...
اما ببین که اینک ، خشمت نصیب ما شد...
لبخندتو که خواستم
اخمت نصیب ما شد...
عشق تو را که خواستم
دوری نصیب ما شد...
اما نگر که اینک،،، تنها و بی نصیبم....
بنگر به عمر رفته....
دیدگاه ها (۲)

امشب بغلم کن کمی آرام بگیرمآن قدر فشارم بده اصلاً که بمیرمای...

کنار بوسه کمی اضطراب می چسبد...!!ببوس تشنه ی خود را که آبمی ...

بوسه ام گل میکند بر ماه رخسارت گلملب نمیبیند دگر اخطار و انک...

بیا مرا آغوش باش و به اندازه یتمام دوستت دارم هایی که بدهکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط