بخواب آرام ای عشقم که من بیدار بیدارم

بخواب آرام ای عشقم که من بیدار بیدارم
فراقت تا سحر هر دم کند بیمار بیمارم
بخواب آرامِ جانِ من کنارت بودم و هستم
بخواب آرام ، من امشب چو هر شب سخت هوشیارم
تمام هستی ام خوابی ، برایت شعر می گویم
بخواب آرام تا فردا که من مشتاق دیدارم
میان سینه ام بغضی دل من گریه می خواهد
ز ترس بودن بی تو ، ز فکرش نیز بیزارم
دلم تنگ است می دانی که بی تو هیچ و تنهایم
نگر بر تلخی ام بی تو به این روز و شب تارم
چه میشد گر سحر میشد دلم بی تاب روی تو
نوازش کن مرا هر دم که من بی عشق بیمارم
به چشمانت قسم عشقم که بی عشق تو میمیرم
فدای پاکیت گردم گل زیبا و بی خارم
تمام آرزوی من بخواب آرام چون هستم
نوازش می کنم مویت بخواب آرام بیدارم
دیدگاه ها (۵)

من بی مایه که باشم که خریدار تو باشمحیف باشد که تو یار من و ...

تا بود بار غمت بر دل بی هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

سلام دوستان گلم شبتون گیلاسی😍 😍 😄

باید بیایم ،به پای چشمهایت بیفتم!قلبت را ببوسم ؛تا بدانی که ...

ادامهٔ سناریو (حکایت ادامهٔ ادامهٕ تکپارتیه 🤣)ات ناز کیوت: م...

چند پارتی از جیمین : ویو نویسنده ات و چوی با هم یکم صحبت کرد...

سایه ای میان ما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط