گفتند بر تلخی ها چشم ببند و

گفتند بر تلخی ها چشم ببند و
صبور باش
روزی بالاخره
آنهمه شادی پنهان صدایت می زنند...
حالا سالهاست
با چشمان بسته می روم
می شمارم
و فریاد می زنم...
"بیاااااااااام م م م" ؟؟؟؟!!!
دیدگاه ها (۳)

کاش....ما هم با هم مذاکره کنیمدو جانبه!!تو جانب قلب مرا بگیر...

این روزها دلتنگی هایم را قایم میکنم ...و شبیه زنی شده ام که ...

پریشانم مانند زلیخا..........اما میدانم خدای منو زلیخا همان ...

عجب مردمی داریمنه دردت را میفهمند و نه حـرفت رابا این حال با...

زنگ بیدار باش، برای خیلی‌ها صدای بلند «سلام صبح بخیر» و بعدت...

Forced love

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

عاشقانه های شبنم

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط