قصه آدم، قصه يك دل است و يك نردبان. قصه بالا رفتن، قصه پل

قصه آدم، قصه يك دل است و يك نردبان. قصه بالا رفتن، قصه پله پله تا خدا. قصه آدم، قصه هزار راه است و يك نشاني.قصه جستوجو. قصه از هر كجا تا او.قصه آدم، قصه پيله است و پروانه، قصة تنيدن و پاره كردن. قصه به درآمدن، قصه پرواز... من اما هنوز اول قصهام؛ قصه همان دلي كه روي اولين پله مانده است، دلي كه از بالا بلندي واهمه دارد، از افتادن.
پايين پاي نردبانت چقدر دل افتاده است!
دست دلم را ميگيري؟ مواظبي كه نيفتد؟
من هنوز اول قصه ام؛ قصه هزار راه و يك نشاني.
نشانيت را اما گم كرده ام. باد وزيد و نشانيات را بُرد.
نشانيات را دوباره به من ميدهي؟ با يك چراغ و يك ستاره قطبي؟
من هنوز اول قصه ام. قصه پيله و پروانه، كسي پيله بافتن را يادم نداده است. به من ميگويي پيله ام را چطوري ببافم؟
پروانگي را يادم ميدهي؟
دو بال ناتمام و يك آسمان
من هنوز اول قصه ام. قصه...
دیدگاه ها (۲)

نامي نداشت و شناسنامه اي هم. پيشانياش، شناسنامه اش بود. محل ...

شیطان اندازه یک حبّه قند است گاهی می افتد توی فنجانِ دلِ ما ...

هزار و يك اسم داري و من از آن همه اسم «لطيف» را دوستتر دارم ...

خدا گفت: ليلي يک ماجراست، ماجرايي آکنده از من. ماجرايي که با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط