یک هفته ای میشود که وقتی به آینه ای مینگرد دستش را بالا

یک هفته ای میشود که وقتی به آینه ای مینگرد ، دستش را بالا آورده و مُشت می‌کند .
و روی هوا در فاصلهٔ چند سانتی آینه مشت می‌زند ، به هدفی که وجود ندارد .
آن تصویر ، در آن جهان بزرگ ، تنها چیزی است که به نظر جالب می‌رسد .
زیرا در ثانیه هایی که خود را نشان میدهد ، شکستن آینه هیچ‌ دردسری ندارد ...
همینطور خونریزی دست ، شکستن و ریختن پر سر و صدای تکه ای از شیشه ها زیر پایش ...
این ها ، عجیب است که در آن لحظات بسیار عادی هستند .
زیرا خشم ، بدن را در خلسه ای فرو می‌برد که قوانین مسخره جهانی را که مسبب این خشم است ، به هیچ کجایش نمیگیرد .
دیدگاه ها (۰)

دستش را بالا آورد ، اما یک اسلحه در آن بود .قبل از آنکه فرصت...

چند بار ماشه را کشیدم.تیر به بازو و چند بار به سینه اش خورد ...

پیر مرد ،یک اسکلت استخوانی در لباس های پارچه ای ، سرپا خاک آ...

او که هر شب ناکامی را تجربه می‌کند و فردایش اما ، مانند هر ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط