: یه روز یه یاروه مرغداری بازمیکنه روز اول سر یه مرغ رو م

: یه روز یه یاروه مرغداری بازمیکنه روز اول سر یه مرغ رو میکنه به بقیه مرغا میگه که اگه کسی تا فردا سه تا تخم نذاره این بلا سرش میاد. فردا میاد میبینه همه سه تا تخم گذاشتن اما یکی، دوتا گذاشته میگه میخوای سرتو ببرم؟ میگه آقا به خدا من خروسم میفهمی؟؟خروس!!!
دیدگاه ها (۲)

با هم بخندیم .....

فیک . ( عشقی که نباید رخ میداد )

دید پنهان ,انفجار اشکار

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

Part: 8حالا برمیگردیم به داستان اصلیمون=(بعد از انفجار) ویو ...

چندپارتیمن حمایت کسی رو ندارم...یه موضوع که پاندورا رو ناراح...

۸۰ لایک و ۳۰ نشر و ۱۰۰ کام و ۶ فالوpart : 47chapter : 2پشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط