و پنجره‌ای که

و پنجره‌ای که
روو به قابِ خنده‌هایت باز نشود
هیچ فرقی با دیوار ندارد.

👤 مرتضی فتحی
دیدگاه ها (۳)

سلام حس زرد تنهایی - مهاباد

شادی کوچکی میخواهمآنقدر کوچککه هیچکس نخواهد آن را از من بگیر...

آنکه میرود باید میرفتهاصلا برای رفتن آمده بودتو هم بروتو هم ...

یک روز،بل‌که پنجاه سال دیگرموهای نوه ات را نوازش می کنیدر ای...

صبح میتواند خلاصه ای باشداز خنده هایتبخند ای فرزند پاک ایران...

علیرضاافتخاریصبح خندان ز کجا آمده ایکه چنین عقده گشا آمده ای...

- چنان در قاب کمال اسیر شده‌ ای کهفراموش کرده‌ ای ترَک‌ هایت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط