ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩ...

ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩ...
گریه ﻣﯿﮑﺮد،
میگفت میخواهم ﺻﻮﺭﺕ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺳﻢ ﺍﻣﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ نمی دهند؛
یکی گفت :خواهرش است مگر چه اشکالی دارد؟؟
بگذارید برادرش را ببوسد،
گفتند شما اصرار نکنید، نمیشود!
این شهید سر ندارد...
دیدگاه ها (۴)

ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩ... گریه ﻣﯿﮑﺮد، میگفت میخواهم ﺻﻮﺭﺕ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺭﺍ ﺑ...

///ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩ...گریه ﻣﯿﮑﺮد،میگفت میخواهم ﺻﻮﺭﺕ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺭﺍ ...

دختری داد میزد، گریه میکرد... میگفت میخواهم صورت برادرم را ب...

دختری داد میزد ، گریه میکرد...میگفت میخواهم صورت برادرم را ب...

دختری داد میزد، گریه میکرد... میگفت میخواهم صورت برادرم را ب...

دختری داد میزد؛ گریه میکرد ..میگفت میخواهم صورت برادرم را بب...

دختری داد میزد ٫ گریه میکرد...میگفت میخواهم صورن برادرم را ب...

خواهری داد میزد گریه میکرد؛که میخواهم صورت برادرم را ببوسم ا...

دختری داد میزد، گریه میکرد... میگفت میخواهم صورت برادرم را ب...

حسین‌فاطمھ‌بـٰاشد؛رفیق‌لازمـ‌نیست(꧇ !'#حسین‌تنھاپناھ‌مندختری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط