ابروانت را شبیه تیغ خنجر کرده ای

ابروانت را شبیه تیغ خنجر کرده ای
گیسوانت را به روی شانه لنگر کرده ای

اندکی بالا زده ابروی چپ از سمت راست
جنگ بین ابروان  را  نا برابر  کرده ای

خال مشکی،چال گونه،وای از این سیمای تو
شال خود را مثل سلطان زاده ها سر کرده ای

عطر گلهای بهشتی لای گیسوهای تو
کوچه را با زلف خود به به معطر کرده ای

هر کجا پا می گذاری ، کفر مطلق می بری
مومنان را اینچنین مرتد و کافر کرده ای

اختران را در میان چشم توجا کرده اند
با نگاهت چشم آهو را مکدر کرده ای

می خرامی همچو آهو در میان شیرها
باچنین افسونگری گویاکه محشرکرده ای

قصه های لیلی و تهمینه و شیرین و مهر
کل این افسانه ها،در خود مصور کرده ای
🍃🥀🍃💚❤️💚
عۣۗـۙشۣۗـۙقۣۗ
زمانی که دیــــگران فقط دارن
تو خیالشون رویــــا پردازی میکنن
تــــــو اونی باش که داره
واس رویاهاش تلــــاش میکنه ...
🌹Mhmd._.yz
دیدگاه ها (۱)

من که جز هم‌نفسی با تو ندارم هوسیبا وجود تو چرا دل بسپارم به...

عُمری دویدم ، بریدم ، شکستم زِ حسرت نگاهی به نگاهم انگار نبو...

سلام 1دی ماهتون بخیرصبح اول زمستونی تون❄️پراز خیر و برکتامرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط