P

P10🦋






اتاق//






-دخترم{اومد پیشش و دستشو محکم گرفت}
&بابا{ضعیف}
-چیکار کردی با خودت دخترم
&بابا من.... من وقتی اون عکسو دیدم حالم خیلی بد شد اصلا یهو هیچی دیگه نفهمیدم و سیاهی
-اون عکس کار یه جنده ی عوضی بود که خودم به حصابش میرسم الان ازت میخوام فقط آروم باشی تازه یه سوپرایزم برات دارم
&سوپرایز؟
-بله ببین کیا اومدن{رفت کنار تا اعضا بیان جلو تر }
&وایی شما کی اومدین ندیدم اصلا{ذوق و خوشحال}
نامجون=سلام عزیزم
&وای سلام
جین=سلام پرنسس
&سلام عمو
شوگا=سلام خوشگلم
&سلام عمو جون
جیمین=سلام فرشته کوچولو
&سلام{ذوق}
تهیونگ=سلام ستاره کوچولوم
&سلام عمو{خوشحال}
جونگکوک=سلام فندوق
& سلام عمو جون
-حسابی ار دیدنشون ذوق کردیا
&وای اره
نامجون={یکم میاد جلوتر و لبه ی تخت میشینه و دست نارا رو میگیره}پرنسس مگه تو به ما قول نداده بودی که مراقب اون قلب کوچولو و مهربونت باشی
&چرا عمو اما واقعا همه چی یهویی شد اصلا دست من نبود
جونگکوک=باشه خوشگلم ناراحت نشو عوضش بعد از عمل حالت قراره خوب خوب بشه بهت قول میدم
&اما اگه پیوند جواب نداد چی
شوگا={میاد نزدیکتر و موهاشو آروم نوازش میکنه} فسقلی چرا جواب نده معلومه که جواب میده
-اره دخترم نگران نباش
جین=تازه تو باید خوشحالم باشی
&چرا
جین=یه قلب نو داره میاد تو بدنت میگن اون قلبی که میخواد به تو اهدا بشه مال یه خانوم دکتر بوده که فقط صبحا باهاش می‌رفته مطب و بر میگشته
&{خنده} وای عمو جون خوب بلدین حال آداما رو خوب کنین
جیمین=تو همیشه باید بخندی نارا به صورت خوشگل تو فقط خنده میاد
&مرسی عمو
تهیونگ=قشنگم موهاتو چرا باز گذاشتی
&اینجا خودشون باز کردن موهام بسته بود
تهیونگ={میاد و میشینه کنار تخت و آروم شروع میکنه به بافتن موهای نارا}
&{لبخند}
-دخترم چیزی خوردی؟
&نه گفتن نباید تا فردا چیزی بخورم خودمم اصلا اشتها ندارم
-باشه عزیزم







ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱۴)

P11🦋¥وقتتون تموم شد اگه امکانش هست اتاق رو خلوت کنید فقط یه ...

P9🦋بیمارستان//جونگکوک=هیونگ تروخدا آروم باش چیزیش نمیشه- اخه...

P8🦋جیهوپ«بعد از تموم شدن تمرینمون با پسرا تا ساعت یک موندیم ...

آمپول؟💉🥺یونگی. خوب خوشگلم دراز بکشکوک.وایسا استینت رو بدم با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط