بزرگترینآرزو

#بزرگترین_آرزو
P26

|فردای آن روز|* یک زندگی جدید*

با حس ویبره موبایلش، طبقِ عادتِ روزانه اش دستشو روی صفحه گوشی کشید و آلارم رو خاموش کرد..
بدون اینکه حتی گوشه ای از چشمشو باز کنه؛پتو رو دور خودش پیچید و بیشتر تو جای نَرمِش جا گرفت..
هنوز کاملا خوابش عمیق نشده بود که دوباره موبایلش شروع به لرزش کرد..
خب جای تعجبی هم نداشت، بخاطر اینکه خواب نمونه و کارش دیر نشه حداقل ۱۰ تا آلارم با فاصله یک تا دو دقیقه‌ای تنظیم کرده بود...
اما چون تازه بدنش گرم شده بود و به هیچ عنوان این حس خوبُ نمیخواست از دست بده اهمیتی بهش نداد و منتظر شد تا بالاخره خودش قطع بشه..
هنوز چند ثانیه ای نگذشته بود که ویبره گوشی دور و در نهایت قطع شد..
و بعد صدای مردونه و آشنایی نزدیک به گوشِش زمزمه کرد..
_صبحونه ات آمادس..

کاترینا لبخند کوچیکی رو لباش نقش بست و «هوم» ریزی زیر لب گفت..
بنظر خواب شیرینی بود که حالا حالا ها نمیخواست ازش دل بِکنه...
صدای چیده شدن ظرفا ؛ جیلیز و ویلیز کردنِ اون غذای خوشمزهِ تو تابه.. همشونو با چشمای بسته تصور میکرد و لبخند میزد.. و اما بویِ دیوونه کننده ای که دلِشو به قار و قور مینداخت..
اون بویِ خوشِ غذا رو وارد ریه هاش کرد.و
زیر لب گفت:
+آخ لعنتی ؛ نمیدونستم چیزایی که تو خواب میبینیم بو هم دارن!!!

آهسته لایه چشماشو باز کرد و با دیدن اون مکان نا آشنا متعجب به اطراف خیره شد..
اتاقی به رنگ سفید که یک بخش هاییش مشکی کار شده بود و این. جذابش میکرد.. مقابل تختی که روش بود یه آینه بزرگ دیده میشد ..
با دیدنِ خودش داخل آینه با اون سر و وعضش؛ دستی روی موهای بهم ریخته اش کشید..
و برای بلند شدن پتو رو کنار زد..
اما هنوز بلند نشده بود که قاب عکسه روی پاتختی نگاهشو دزید ..
جوری که برای دید بهتر اونو مقابلش گرفت..
پسر بچه ای همراه با مادرش که هردو زیباییه غیر قابل توصیفی داشتن..
ناخواسته با دیدن قیافه اون پسر لبخندی رو لباش نقش بست..
+اون حتی تو بچه ای هم جذاب بوده!!

آهسته قاب عکس رو سر جاش قرار داد و به بیرون از اتاق حرکت کرد..
کوک با دیدنش که بالای پله های خونه لوکسش ایستاده ؛ به سمت میز و صندلی اشاره کرد:
_ بیا بشین..
دیدگاه ها (۱)

#بزرگترین_آرزوP27دیدنش اونقدرا هم باعثِ شگفت زدگیش نبود ؛چون...

#بزرگترین_آرزوP28کوک دستشو به کمر اون گرفت تا از افتادن اون ...

#بزرگترین_آرزوP25+ولی....چرا من؟با شنیدن این حرف کنار صندلی ...

my type🤌🏻💁‍♀️

پارت اول

دو پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط