فصل ۲ پارت ۳
فصل ۲ پارت ۳
ویو سوجین
اولاش همچی خوب تا اینکه دیدم اکسم دستشو برد سمت لباسم و سعی کرد درش بیاره..تقریبا بالا تنم لخت شده بود..لبشون برد سمت سینه هام که یه دفعه در کافه با صدای بلندی شکست..وااییی..جونگکوک بوووود...با تفنگ وارد شد و به اکسم تیر زد و منو براید استایل بغل کرد و برد تو ماشین...هیچ حرفی نزدیم تا وقتی که رسیدیم به عمارت...منو برد به اتاقمون و پرتم کرد رو مبل
× اونجا چه غلطی میکردی؟
_ ب..با دوستم بی..بیرون بو..دم
ادامه در پارت ۴...
بایییی🎀
ویو سوجین
اولاش همچی خوب تا اینکه دیدم اکسم دستشو برد سمت لباسم و سعی کرد درش بیاره..تقریبا بالا تنم لخت شده بود..لبشون برد سمت سینه هام که یه دفعه در کافه با صدای بلندی شکست..وااییی..جونگکوک بوووود...با تفنگ وارد شد و به اکسم تیر زد و منو براید استایل بغل کرد و برد تو ماشین...هیچ حرفی نزدیم تا وقتی که رسیدیم به عمارت...منو برد به اتاقمون و پرتم کرد رو مبل
× اونجا چه غلطی میکردی؟
_ ب..با دوستم بی..بیرون بو..دم
ادامه در پارت ۴...
بایییی🎀
- ۱۸۳
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط