چرخ گردون با دلم به به چه بازی میکند

چرخ گردون با دلم به به چه بازی میکند
با من خسته عجب بنده نوازی میکند

چون نسیمی گه ملایم، گه طوفانی مخوف
وای عجب حال وهوایی بی قراری میکند

میشوم مهمان نا خوانده برایت خاطرات
تلخ وشیرینش عجب مهمان نوازی میکند

مثل هر شب قطره های اشک بامن همسفر
دیدگان منتظر شب زنده داری میکند

آب و جارو میکنم من کوچه های بیکسی
بهر دیدارت عزیز، لحظه شماری میکند

من که خود زخمی زجور روزگار و سرنوشت
از چه رو بر زخم کهنه ، زخم کاری میکند

منکه با یادش کنم روزو شبم را طی ولی
آن عزیز مهربان، نا مهربانی میکند

میشوم سنگ صبور و صبر در راه وصال
روزگارم گر چه با من کج مداری میکند..
دیدگاه ها (۲)

حــذفــ ڪنتمام ڪسانی راڪه باعث غمت میشوندبیش از حد ڪهڪوتاه ب...

‌ ﻣـــﺎ ﺁﺩﻣـــــــﺎ ﻫـﻤـﯿــﺸـــﻪ ﺩﻟـﺘـﻨـــــﮓ ﺍﻭﻧــﮯ ﻫـﺴــﺘـ...

تورو ب دلاے عاشق خسته قسمتوروب پرنده هاے پربسته قسمتوروب شکو...

درگیـــر نبـــوده اے کـــہدلگیــــــرشوےعاشـــق نشـــدےکــہ ...

چرخ گردون با دلم به به چه بازی میکندبا من خسته عجب بنده نو...

چرخ گردون با دلم به به چه بازی میکندبا من خسته عجب بنده نو...

چرخ گردون با دلم به به چه بازی میکندبا من خسته عجب بنده نو...

چرخ گردون با دلم به به چه بازی میکندبا من خسته عجب بنده نو...

چرخ گردون با دلم به به چه بازی میکندبا من خسته عجب بنده نو...

چرخ گردون با دلم به به چه بازی میکندبا من خسته عجب بنده نو...

چرخ گردون با دلم به به چه بازی میکندبا من خسته عجب بنده نو...

چرخ گردون با دلم به به چه بازی میکندبا من خسته عجب بنده نو...

‍ چرخ گردون با دلم به به چه بازی میکندبا من خسته عجب بنده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط