قلب من مسکن غمهاست نمیدان تو

قلب من مسکن غمهاست نمیدانے تو
چشمهایم خود دریاست نمیدانے تو

بار غربت بہ خدا سنگین است
زندگے قصہ و رویاست نمیدانے تو

جاده ها کور سفر یعنے چہ ؟
آدمے بے کس تنهاست نمیدانے تو

حلقہ بر دست نشستم کہ مگر مرگ آید
دیدن مرگ چہ زیباست نمیدانے تو

لحظہ ها میگذرد حرف بزن میدانم
شعر هم زاده غمهاست نمیدانے تو
دیدگاه ها (۱۶)

گفتم به پزشک خویش.. صد راز نهاناز عشق و وصال و هجر وغم های ...

باید بانویی باشد! 🌸 🍃 چون تو،🌸 🍃 که طُره یِ ابریشم گیسوانش،...

عاشقت هستم تو ای معبــود منعشق تو  تاری بود  بر   پود  منمی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط