می دانم

می دانم
تو
خسته ای
می دانم
یک شهر
... با خانه هایش
با آدم هایش
با درخت هایش
با آسمانش
حتی با آفتابش خسته است
باید گهوارهها را از کودکانِ این شهر پس بگیریم
ببخشیم به آدم بزرگ ها
ها ا ا ا ا ی آدمهای خسته
تابتان میدهم
تاب
تاب
تاب
برایتان یک خواب آرام آرزو میکنم
بخوابید
بخوابید
آرام
آرام
برایتان یک شبِ بی دغدغه آرزو میکنم
از آن شبهایی که خیلی سال پیش ها
در آغوش مادرانتان داشته اید
از آن شبهای که صبحش با بوی نانِ سنگک بیدار میشدید
ها ا ا ا ا ا ی آغوشهای خسته
برایتان همین یک شب را فراموشی آرزو میکنم
یادِ من تو را فراموش
یادِ همه ما تو را فراموش
من امشب
تمام دستهایِ خسته ی این شهر را نوازش میکنم
ناز
ناز
ناز
ها ا ا ا ا ا ا ی چشمهای خسته
من امشب به جایِ شما زار میزنم
زار
زار
زار
بخوابید
بخوابید
لای
لای
لای
دیدگاه ها (۷)

شبهایی هست که من و دیوارهای خاکستریدلمان را به آمدن تو خوش م...

مَرداگربودمنبودنت را غروب های زمستاندر قهوه خانه ی دوریسیگار...

چشمهایم را میبستم دستش را دراز میکرد برایم ستاره میچید یکبار...

...

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

تکپارتی | جونگکوک

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 120✦...................

بزرگترین اشتباه زندگی ام ؛آنجا بود که فکر کردم اگر کاری با ب...

《검은 마음》ادامه پارت دوم.اما برای امیلی، همان یک ثانیه کافی بود...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 118✦...................

حقیقت پنهان پارت ۷ بورام : مامان بابا بورام سمت پدر و مادرش ...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐شب، تمام قصر را در سکوتی عمیق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط