Cookie ct : کوکی‌شُکلاتیم🍫🌙

Cookie ct : کوکی‌شُکلاتیم🍫🌙

 دریا: بستگی به ساعتش داره من ساعتی ۱تومن میگیرم
دلسا: مهمونی گفتن از ساعت ۹ شب تا ۳ شب
دریا: میشه ۷ میلیون
دلسا: پس شمارتو بدم زنگ بزنن و پول اولی رو بفرستن
دریا: اره بده

یک ربع گذشت ک گوشیم زنگ خورد

دریا: فکر کنم همون ک گفتی
دلسا: اره اره جواب بده

گوشیمو جواب دادم

دریا: سلام بله بفرمایید؟
پسره: خانوم دریا اکبری
دریا: بله خودمم هستم
پسره: شمارتون از دلسا خانوم گرفتم برای دیجی
دریا: اها بله بفرمایید؟
پسره: برای فردا شب یک تولده از ساعت ۹ شب تا ۳ شب هستش
دریا: اره یک چیزی هایی دلسا گفت من ساعتی ۱ میلیون میگیرم
پسره: اوک شماره کارتتون بدین ۵ میلیون واریز کنم باز بعد این ک کارتون تموم شد ۲ تومن نقدی بهتون بدم
دریا: باشه به همین شماره بفرستم؟
پسره: بله
دریا: پس ادرس هم بفرستین
پسره: باشه

گوشی رو قطع کردم شماره کارت فرستادم و ادرس هم فرستاد

(فرداشب)

ساعت ۸ نیم بود یک تیشرت پوشیدم با شلوار بگ و کفس ال استار شالمم سرم کردم و لوازم هامو ورداشتم یک اسنپ گرفتم و به سمت ادرس رفتم،رسیدم در زدم ک یک خانومی ورداشت

خانومه: بله؟
دریا: دریا تاجی هستم برای دیجی
خانومه: بله بیاین داخل

رفتم ک داخل کسی نبود ک همون خانومه امد

خانومه: سلام من الناز هستم
دریا:منم دریام
خانومه: چی اسم قشنگی
دریا: مرسی
خانومه: اونجا شما لوازم هاتون بزارید اونجا کل سالن در دید شماست
دریا: باشه بازم ممنون

رفتم اونجا لوازم هامو چیدم دیگ کم کم همه مهمون ها میومدن سالن پر از دختر پسر شد

خانومه: میتونی شروع کنی

اهنگ پخش کردم و همه شروع کردن به رقصیدن،تقربیا ۲ ساعت گذشته بود

(سر یکی از میز ها)

پسره: چقدر میدین مخ این دختر دیجی رو بزنم
پسره دیگ: ۲۰۰ میلیون
پسره: الان میرم
پسره دیگ: به قیافه دختره نمخوره ولی برو
پسره: من میتونم تو دوقیقه مخ کل این دختر هارو بزنم
پسره دیگ: فقط ضایع نشی

(دریا)

داشتم اهنگ عوض میکردم ک یک پسره امد پیشم

دریا: اهنگ درخواستی نداریم
پسره: نه من میخواستم شمارتون بگیرم برای مهمونی هامو تولد ها
دریا: اها یک لحظه

پسره یک چشمک به پسر هایی روبرو زد خودم فهمیدم که سرم شرط بسته بودن اخه از اینا زیاد بود

دریا: بیاین این کارتم
پسره: شماره خودتونه؟
دریا: نه شماره کاریمه

اینو گفتم ک قیافش درهم شد رفت

پسره دیگ: باختی؟(شروع میکنه به خندیدن)
پسره: دهنتو ببند

(دریا)
دیگ مهمونی داشت تموم میشد ک گوشیم زنگ خورد دیدم ک مامانمه، از سالن امدم بیرون
دیدگاه ها (۱۹)

Cookie ct : کوکی‌شُکلاتیم🍫🌙دریا: الو مامان چیشده؟مامان: کجای...

Cookie ct : کوکی‌شُکلاتیم🍫🌙با مامانم خداحافظی کردم ک دم در ح...

Cookie ct : کوکی‌شُکلاتیم🍫🌙تو حیاط نشسته بودمو اهنگ گوش میدا...

Ma veine : شاهرَگ‌من(۱ماه بعد) (مائده) ۱ماه گذشته بود،من بخا...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟣𝟢یونگی رفت نزدیک لونا که باعث شد لونا...

Fate

حسم به تو.... فصل2p14:دامیان: ها اره خب میخواستم بخاطر تینکه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط