امشب

امشب

شعری نخواهم نوشت

شمع را

برای تولدت روشن میکنم

و پرهایم را طواف میدهم

بر گرد آتشی که تــــو در جانم روشن کرده یی

تکه خاکستر کوچک کافی است

تا پر سوخته حرمت پیدا کند

جشن تولد توست

و من

بار به دنیا می آیم و خاکستر می شوم

تا راز حضور تو را بدانم

ققنوسم خواهرم

 “ تولــ ــ ـ ـــدت مبارک بهترینم “
دیدگاه ها (۹)

سخت استهر روز عاشق ترهر روز وابسته ترهر شب بیقرار تروهر لحظه...

منوشب قدر وخدای من...#خدایــــــا...مبادا لیله القدرت سرآیدگ...

من وسجاده وخدای خودم ...خدایـا! صدایــت مےکنــم چــون در این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط