انقدر از بودنت خوشحال بودم

انقدر از بودنت خوشحال بودم
که داشتم فراموش میکردم ممکنه ازدست بدمت...


(پروانه سفید من:))
دیدگاه ها (۰)

...

به خودش آمد و دید میان همه آن چیزیست که ازش واهمه داشت...

چه بارون قشنگی گرفته...

ادیت جدید

هم اکنون، داشتم اینو فراموش میکردم، سومین کراشم..

وقتی داشتم پستش میکردم متوجه شدم دماغ کوک انقدر بزرگه تا تهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط