قشنگترین عذاب من فصل دو پارت ۱۴

قشنگترین عذاب من فصل دو پارت ۱۴
ویو نویسنده
انگاری که متوجه این شوک عجیب کوک شده باشه خنده ای تو گلویی کرد و دستش رو آروم آروم از زیر لباس کوک رد کرد.
وقتی انگشتای گرم ته با پوست سرد کمرش برخورد کرد لرزی به تنش افتاد که از چشم ته دور نموند
کمرش رو نوازش میکرد.
دستش رو از کش شلوارش رد کرد و پایین کمرش رو احاطه کرد..
کم کم نفسای گرم و تند کوک به گردنش برخورد میکردن و این موفقیتی بزرگ بود...
دستش رو کمی ... فقط کمی پایین تر از گودی کمرش برد. کاملا حس میکرد اگر دستاش پایین تر بره به اون ب.و.ت.ی خوشگلش میرسه و این دیوونه و راغب ترش میکرد
نفسای کوک با هر لمس تند تر و داغ تر از قبل میشد.
انگار که آتیشش زدند.
حرکت دستای کوک دور پهلوش و چنگ های آروم و خفیفی که به لباسش میزد گویای همه چیز بود..
چقدر دلنشین بود وقتی اینطور، باهمین لمس های کوچیک پسرش براش بی قرار میشه.



ببخشید میدونم کمه
اما اگر یکم آمارمون بره بالاتر پارتای بیشتری هم میزارم و داستان کم کم به اصلش نزدیک میشه
آره دیگه خلاصه اینجوری بگم که زور داره از اون پیج ۲۰۰ نفری شدیم یه پیج ۱۳ نفره 💔🚶🏻‍♀️
دیدگاه ها (۱)

قشنگترین عذاب من فصل دو پارت ۱۵ویو نویسنده"دو ماه بعد"دیدن ا...

قشنگترین عذاب من فصل دو پارت ۱۶ویو نویسندهبه قدری گریه کرده ...

قشنگترین عذاب من فصل دو پارت ۱۳ویو نویسندهکمی بعد یکی از دست...

قشنگترین عذاب من فصل دو پارت ۱۲ویو نویسندهبعد ناهار هر کدوم ...

"سرنوشت " فصل ۲ p,33....خانم : درموردت باهام صحبت کرد ... ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط