میِ بهشت ننوشم زِ دستِ ساقیِ رضوان؛

میِ بهشت ننوشم زِ دستِ ساقیِ رضوان؛
مرا به باده چه حاجت،
که مستِ رویِ تو باشم.
.
#سعدی
دیدگاه ها (۴)

گفتنی نیست ولی بی تو کماکان در مننفسی هست،دلی هست،ولیجانی نی...

با یاد تو زندگی کردن چه کم خرج است...

نمی شودکه در کوچه های "اردیبهشت"تنها قدم زدخودت را زود برسان...

چون قناری های آزاد از قفس...پهنه ی پرواز می خواهد دلم!

هشیار سری بود ز سودای تو مستخوش آنکه ز روی تو دلش رفت ز دستب...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانمرنگ رخساره خبر می‌دهد از ح...

پر کن از باده ی چشمت قدح صبح مرا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط