هی کافه چی !

هی کافه چی !
میزهایت را تک نفره کن …
نمیبینی همــــــه تنهاییـــــــــــــــم ؟

خدا را چه دیدی
شاید یک روز در کافه ای دنج و خلوت این کلمه ها صوت شدند
برای گوش های تو که روی صندلی روبروی من نشسته ای
و برای یک بار هم که شده قهوه تو سرد شد …
بس که خیره ماندی به من ......
عادت کرده ام تنها توی کافه ای بنشینم
از پشت پنجره آدم ها را ببینم
قهوه ای تلخ بنوشم و تا خانه با نبودنت پیاده راه بروم ...
دیدگاه ها (۲)

هرازگاهی روبروی آیینه می ایستم...و به اتفاق های گذشته می اند...

بیا یکــــ شب جاهایمــــان را عــــوض کنیمــــمــــن معشــــ...

celebrity

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط