من ماهت میشم تو خورشیدم

من ماهت میشم تو خورشیدم🙃🤍🐾
پارت۴۵
پانیذ:خب من گشنمه غذا بخوریم

رضا:اره بیاین غدا بخوریم حواستون باشه برا ارسلان سالاد سزار گرفتم برا دیانا خودم پانیذ سوخاری

ارسلان:اینم سانس مایه

دیانا:همینع ک هس میخای بخا نمیخای نخا

ارسلان:باش بابا

رضا:خب پانیذ بیا این براتو این براتون دیانا و اینم برا تو ارسلان و اینم مال خودم

۱ ساعت بعد

پانیذ:رضا جون دستت درد نکنه حیلی خوشمزه بود بوس بهت

دیانا:داداش خیلی خوشمزه بود مرسی

ارسلان:با اینکه من رژیمی بود ولی مرسی باهات حساب میکنم

رضا:نوش جون همه ارسلان حساب چی آخه این شیرینی من به تو وقت نکردیم شیرینی بیاریم واسه دیدنت

ارسلان:نه بابا داداش همینکه خودت اومدی سه دنیا کادوعه

رضا:قربونت

دیانا:الان ما این وسط شلغمیم

رضا:نه کی گفته

پانید:راست میگه

رضا:خودمو ازینجا پرت کنم پاییین
پانیذ:بلایی به سرت نمیاد فقط گردنت میشکنه چیز خاصی نیست😂

دیانا:اره بابا

رضا:آخرش من سکته میکنم


نظرتون چیه یروز در میون بهتون ۲ پارت بدم😂
دیدگاه ها (۱۲)

من ماهت میشم تو خورشیدم🙃🤍🐾پارت۴۴پانیذ:کیفمو گرفتم خواستم برم...

وای🤲🥺

رمان بغلی من پارت۱۳۱و۱۳۲و۱۳۳و۱۳۴دیانا: تا نیم ساعت داشتیم با...

رمان بغلی من پارت ۱۳۰و۱۳۱و۱۳۲و۱۳۳دیانا: قرار بود بریم یه سری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط