پشتِ پلکت شعرهای ناب پنهان کرده‌ای

پشتِ پلکت شعرهای ناب پنهان کرده‌ای
جنگلِ آرامشی در قاب پنهان کرده‌ای

دکمه‌یِ پیراهنت را باز کردی، نور ریخت
در گریبانت مگر مهتاب پنهان کرده‌ای؟

اینهمه جا! خُمره‌یِ انگورِ چشمت را چرا
زیرِ طاقِ کاشیِ محراب پنهان کرده‌ای؟

نُت به نُت سنتور را در مکتبِ مِشکاتیان
پشت پلکا پلکِ چون مِضراب پنهان کرده‌ای

باخبر هستم اگر می‌گویی آهسته سلام
شوقِ خود را وقتِ دَقُ‌الباب پنهان کرده‌ای


آمدی دیشب به خوابم، گفتمت غم را چرا
پشتِ رخساری چنین شاداب پنهان کرده‌ای؟

بوسه بر شعرم زدی با بغض گفتی عاشقی
عمری از من گرچه عشقِ ناب پنهان کرده‌ای
دیدگاه ها (۱)

پشتِ پلکت شعرهای ناب پنهان کرده‌ایجنگلِ آرامشی در قاب پنهان ...

پشتِ پلکت شعرهایِ ناب پنهان کرده ایجنگلِ آرامشی در قاب پنهان...

پشتِ پلکت شعرهایِ ناب پنهان کرده ایجنگلِ آرامشی در قاب پنهان...

پشتِ پلکت شعرهای ناب پنهان کرده‌ایجنگلِ آرامشی در قاب پنهان ...

نُت به نُت سنتور را در مکتبِ مِشکاتیانپشت پلکا پلکِ چون مِضر...

اینهمه جا خُمره یِ انگورِ چشمت را چرازیرِ طاقِ کاشیِ محراب پ...

آمدی دیشب به خابم، گفتمت غم را چراپشتِ رخساری چنین شاداب پنه...

پشتِ پلکت شعرهایِ ناب پنهان کرده ایجنگلِ آرامشی در قاب پنهان...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط