نازت کشم که ناز تو کشیدنی است

نازت کشم ، که ناز تو کشیدنی است
قهر و عتاب چون تو عزیزی خریدنی است

بار بلای ناز ترا می کشم به جان
ای نازنین بناز ، که نازت کشیدنی است

ابرو بتاب و رخ بنما ، زلف برفشان
خورشید و ماه در شب تازیک دیدنی
است

ای من فدای آن دهن شکرین تو
لب بر لبم بنه که لبانت مکیدنی است!!
دیدگاه ها (۲)

‌ ‌ ‌ تو بهاریتو خود بارانیبا تو غم های دلم غرق شود.تو پر از...

تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواستاین سر به هوا مثل خودم عاش...

من که دلتنگ توام بامن بمان ، دل دل نکنتا دلم خالیست ، درجای ...

عشق را دنیا به نام ما نوشت عاشقم من، عاشق این سرنوشت در کنار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط