پارت آخر

پارت آخر

*لونا وارد خونه شد و تهیونگ هم درو بست*
ا.ت: خب؟ چی شده که این وقت شب اومدی؟
لونا: امروز مدیر کمپانی فهمید که یکی از قراردادهای تهیونگ اشتباه ثبت شده و ممکنه براش دردسر بشه.
تهیونگ: چی؟!
لونا: آره، منم چند ساعت دنبال حل کردنش بودم ولی هنوز کامل درست نشده.
تهیونگ: چرا بهم نگفتی؟
لونا: چون می‌خواستم اول مطمئن بشم مشکل جدیه یا نه.
ا.ت: خب حالا باید چیکار کنه؟
لونا: فردا صبح باید با مدیر جلسه داشته باشه. احتمالاً چند ساعت طول می‌کشه.
تهیونگ: باشه، ممنون که خبر دادی.
لونا: خواهش می‌کنم... راستی تهیونگ، فردا صبح زود بیا کمپانی. تنها نیا، باید باهم بریم جلسه.
لونا رفت سمت در.
لونا: شب بخیر.
تهیونگ: شب بخیر.
لونا از خونه رفت.
ا.ت: خب... 😑
تهیونگ: چی شده؟ 😂
ا.ت: هیچی.
تهیونگ: دوباره حسودی کردی؟ 😂
ا.ت: نه! ولی چرا باید حتماً با تو بره جلسه؟ مگه مدیر برنامه‌ات نیست؟ خب خودش می‌تونه اونجا منتظرت باشه!
تهیونگ: ا.تتتتتت، جلسه کاریه 😭
ا.ت: می‌دونم... ولی ازش خوشم نمیاد.
تهیونگ: چرا؟
ا.ت: چون اکس توئه! تازه از وقتی اومده کمپانی، همش کنارت می‌چرخه!
تهیونگ چند ثانیه ساکت شد و بعد رفت سمت ا.ت.
تهیونگ: پس مشکل اصلی اینه که می‌ترسی دوباره بهش علاقه‌مند بشم؟
ا.ت: ...شاید. 🥺
تهیونگ دست ا.ت رو گرفت.
تهیونگ: پس بذار یه چیزی رو بهت ثابت کنم.
ا.ت: چی؟
تهیونگ: فردا با من میای کمپانی.
ا.ت: من؟!
تهیونگ: آره. می‌خوام خودت ببینی که برای من لونا فقط مدیر برنامه‌امه و هیچ چیز بیشتر.
ا.ت: واقعاً؟
تهیونگ: واقعاً. حالا بیا کیکت رو بخور قبل از اینکه خودم تمومش کنم 😂

پایان
دیدگاه ها (۰)

آخه جیمین کجاش آجوشیهههه؟🤣🤣

من قصد مسخره کردن ندارم

love in the dark⑥⑦فردا(شب)کوک: سلام ا/ت: یومی کجاست؟ کوک: سل...

Pt²تهیونگِ لوس‌کننده 💜🥺ا/ت هنوز از خجالت سرخ بود و تهیونگ با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط