گریه کردن را آرزو نکردم

گریه کردن را آرزو نکردم
ولی غم زمانه اشکمو جاری کرد
خواستم اونجور زندگی کنم که دلم می خواست
ولی دلم اونجور زندگی کرد که زمونه خواست
دیدگاه ها (۲)

بارالها:ای ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﺘﺮﯾﻦ …ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﮐﻪ ﺩﻝ ﺁﺩﻣﯽ ﻋﺼﺎﺭﻩ ﻭﺟﻮﺩ تو...

خــــــــــدایا!میخواستم بنویسم خیلے تنهایم ، سجـــــاده ام ...

بـَــعـضیــاروُنــَـبایــَـدتـَحویــل مےگِرِفتیــم

دکترم تجویز کرده شعر درمانی کنمروبه روی چشمهای تو غزلخوانی ک...

آرزویم بود آنگونه که می خواهم زندگی کنمامابه ناچار آنگونه که...

غم بسیار است برای گریه کردن ولی نمیدانم برای کدام غمم گریه ک...

زندگی کردن نادر ترین اتفاق جهان هستیه بیشتر مردم فقط زنده هس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط