گفتم : خدا آخه این همه سختے ؟ چرا ؟

گفتم : خدا آخه این همه سختے ؟ چرا ؟

گفت : « انَّ مع العسر یسرا »
قطعا به دنبال هر سختے ، آسانے است ...



گفتم : واقعا ؟!

گفت : « فإنَّ مع العسر یسرا »
حتما به دنبال هر سختے ، آسانے است ...



گفتم : خب خسته شدم دیگه ...

گفت : « لاتـقـنطوا من رحمة الله »
از رحمت من نا امید نشو ...



گفتم : انگار منو فراموش کردے !

گفت : « اذکرونی اذکرکم »
منو یاد کن تا یادت باشم ...



گفتم : تا کے باید صبر کرد ؟!

گفت : « وَ ما یدریک لَعلَّ السّاعة تکون قریبا »
تو چه مے دانے ، شاید موعدش نزدیک باشد ...
« انّی اعلم ما لاتعلمون »
من چیز هایے میدانم که شما نمے دانید ...



گفتم : تو بزرگے و نزدیکیت براے من کوچک ، خیلے دوره ! تا اون موقع چے کار کنم ؟

گفت : « و اتّبع ما یوحی الیک و اصبر حتی یحکم الله »
حرف هایے که  زده ام گوش کن ، و صبر کن ببین چے حکم مے کنم ...



ناخواسته گفتم : الهی و ربّی من لی غیرک
( خدایا آخه من غیر تو کیو دارم ؟! )

گفت : « الیس الله بکاف عبده »
من هم براے تو کافی ام ...



‌❤ صدق الله العلی العظیم ❤


# لااله الاالله
#شیعه
#حجاب
#یا_علی
#یامهدی_ادرکنی
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اتحاد
#امام_خامنه ای
دیدگاه ها (۵)

باسلام این شعر زیبا وبا معنی از جانب ددی فافا است...که ان شا...

سلام پیام ددی طبیعت ب منو شما خوبانلطفا توجه کنید من سعی میک...

ﺑﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﭘﺎﺳﺪﺍﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﻋﺮﺽ ﻣﻲﻛﻨﻢ ﺗﺎ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪﻣﻲﺗﻮﺍﻧﻴﺪ ﻭﻻﻳﺖ ﻓ...

مَشهَد کِه میرَوَم دِلَم آرام میشوَدبا ذِکرِ یا رِضا هَمه چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط